تبليغاتX
مطالعات سیاسی ایران

عجايب حزب‌الله لبنان در ديدار منتشر نشده‌اي از نصرالله

سيد حسن با خنده به فارسی پرسيد، مي‌خواهيد عربي صحبت كنم يا فارسي؟ او گفت: اميدواريم اسرائيل يك روز حماقت كرده به جنوب لبنان حمله كند. زيرا آن‌چه ما آماده كرده‌ايم، به ذهن شارون هم خطور نمي‌كند. 

ناگفته هاي سيد حسن نصرالله در ديدار جمعي از طلاب حوزه علميه قم، به نظر مو به مو، شرح واقعه و پيش بيني صحيح ماجراهایی بوده که سه سال بعد، به عینه رخ داده است.

شرح ملاقات در متنی كه براي بازتاب ارسال شده: ساعاتي از شب گذشته بود تا اين كه بالاخره مكان قطعي ملاقات را به ما اعلام كردند. سريع خود را به محله «حاره حريك» رسانديم. بعد از گذشتن از يك ايست بازرسي خود را به جلوي آپارتمان چند طبقه‌اي كه ميان آپارتمان‌هاي بلند گم شده بود رسانديم. از گيت بازرسي رد شديم. برادران حزب‌الله ـ كه سخت از بر و بچه هاي خودمان تشخيص داده مي‌شدند ـ اشياء فلزيمان را گرفتند.

ديدار در يك اتاق كوچك، كه با صندلي‌هاي فايبرگلاس يا به قول خودمان پلاستيكي! فرش شده بود، انجام شد. ديوارهاي اتاق با چند تابلوي ساده كه همه نماد مقاومت بودند تزئين شده بود و ما قبل از آمدن ميزبان، آنها را تماشا مي‌كرديم.

سيد حسن با ابهت هميشگي‌اش وارد اتاق جلسه شد. احوالپرسي گرمي كرد و روبرويمان نشست. محافظانش هم آرام و جدي دو طرف او نشستند. نماينده ما دقايقي صحبت كرد و سؤالاتي مطرح كرد. سيد همان اول غافلگيرمان كرد و با خنده پرسيد مي‌خواهيد عربي صحبت كنم يا فارسي؟! البته اين جمله را فارسي گفت! بچه‌ها گفتند فارسي. گفت بسيار خوب! البته فارسي من ضعيف است و من پنجاه درصد آن را مي‌دانم. ولي در طول صحبت معلوم شد كه بسيار مسلط هستند و بدون مكث و با ادبيات صحيح صحبت مي‌كند.

صندلي سيد با رديف جلويي دو متر بيشتر فاصله نداشت. هم‌چنين، مكاني كه سخنراني مي‌كرد، بلندتر از جاي مستمعين نبود. تا آخر لبخند بر لبانش بود. خيلي تحويلمان گرفت و نزديك يك‌ساعت و نيم برايمان سخن گفت. بعد از جلسه با متانت و بزرگواري ايستاد و در چندين نوبت با بچه‌ها عكس يادگاري گرفت. با تك‌تك بچه‌ها دست داد و ما هم دستش را بوسيديم.

نصرالله سخنان خود را اين گونه آغاز كرد: من فكر كردم چه بگويم، موضوعي كه نمي‌شود با رسانه‌هاي گروهي طرح كنيم كه مربوط به جمهوري اسلامي، امام(ره) و مقام معظم رهبري هم باشد. برگرديم به 21 سال قبل يا بيشتر، به سال پيروزي انقلاب اسلامي سال 1979. شيعيان لبنان (و اهل سنت) منفعل بودند اما توجه خوبي به امام شد و ايشان تأثير فراوان بر ملت لبنان داشتند، اقتصادي ، فرهنگي و … مخصوصاً در سطح جوانان. جزء پيشگويي‌هايشان هم هست كه: «يهوديان كنار هم جمع مي‌شوند و نابودي آن‌ها زماني است كه انقلابي در شرق شود و يكي از فرزندان انبياء، هم‌نام يكي از انبياء بني اسرائيل قيام مي‌كند.».

لبنان پر از شيعه بود و از لحاظ فكري، نزديك به ايران. بعد از حمله به لبنان در دو ماه حزب‌الله به وجود آمد. همه جوان بودند. سيد عباس موسوي، بزرگترين عالم جريان، 26 ساله بود، و آنچه طبيعتاً بايد 20 سال بعد تشكيل مي‌شد دو ماهه تشكيل شد. در اين اوضاع امام گفتند ارتش و سپاه بيايد سوريه و لبنان كه اسرائيلي‌ها مستقر شده بودند. سپاه آمد و مستقر شد. جمهوري اسلامي ايران هر چه در توان داشت براي لبنان مي‌داد؛ پول،  آموزش، كمك فكري.

امام فرمودند: «از صفر شروع كنيد و با همين نيروي كم مبارزه كنيد كه پيروز خواهيد شد. من از همين حالا مي‌بينم كه پيروزي از آنِ شماست.» با خود مي‌گفتيم يعني چه؟

از حضرت امام خواستيم كه در مسأله لبنان يك كسي نماينده شما باشد كه مزاحم وقت حضرت‌عالي نشويم. امام آن زمان فرمودند نماينده تام‌الاختيار من آقاي خامنه‌اي هستند. آقا هم خيلي با ما مهربان بودند. از زمان انعقاد نطفه حزب الله، آقا مسئول ما بود. ايشان در مسائل اسرائيل كارشناس‌تر از كارشناسان است. خلاصه كار را ادامه داديم؛ اما امام فرموده بودند تا اخراج كامل ادامه دهيد. تا اينكه امام رحلت كرد. رسيديم خدمت آقا كه الان شما رهبر ما هستيد، يك نفر را معرفي كنيد تا زياد مزاحم شما هم نشويم. آقا فرمودند: «نه خير، مسألة اسرائيل و لبنان مربوط به من است و من خودم مسؤول اين مسأله هستم.» آقا خصوصيات تك تك ما را مي‌شناسند. اين ارتباط عميق از مهمترين عوامل پيروزي و از بزرگترين بركات براي حزب‌الله بود.

اما چند قضيه از رهنمودهاي حضرت آقا:
    قضيه اول، يك روز بعد از جنگ دوم خليج فارس در كنفرانس مادريد، عرب ها و اسرائيلي ها را جمع كردند براي صلح خاورميانه كه آقا هم يك پيام مهم عليه آن داد. همه رفته بودند، رئيس جمهور سوريه، لبنان و ... پشتيبان بين‌المللي هم داشتند، مثل آمريكا و شوروي. صلح به نظر ما و همة صاحب‌نظران قطعي بود. رسيديم خدمت آقا و گفتيم كه ما تنها مانديم. فرمودند:« درست است كه همه دنيا جمع شده‌اند ولي من به شما مي‌گويم صلح نخواهد شد و كنفرانس موفق نخواهد بود.» در شرايطي بود كه تحليل‌گران مي‌گفتند كار تمام شد. حتي بعضي آقايان در ايران هم اين نظر را داشتند. اسحاق رابين و حافظ اسد با واسطه مذاكره مي‌كردند و نزديك به توافق بودند. بعد از حدود يك ماه انتفاضة اول آغاز شد و در كمال ناباوري همگان روند صلح شكست خورد.

    قضيه دوم، در مورد عقب‌نشيني اسرائيل بود. همه معتقد بودند كه محال است عقب‌نشيني از مرزها آن‌هم بدون قيد و شرط. رفتيم خدمت آقا؛ فرمودند: «من تحليل شما را قبول ندارم.» ولي صريح نفرمودند. بعد از چند روز فرماندهان ما رفتند تهران خدمت آقا. عادتاً اين‌ها طول عمر مسؤوليتشان دو سال بود. لذا عده‌اي از اين‌ها براي جانشيني فرماندهان شهيد آماده شده بودند. ابتدا فقط براي نماز از آقا اجازه گرفته بوديم. بعد درخواست دست‌بوسي كرديم. بعد خودشان فرمودند كه كمي صحبت كنيم. فرمودند: «پيروزي شما خيلي نزديك است، نزديك‌تر از آنچه شما به ذهنتان برسد، همه شما با چشمان خود خواهيد ديد.» و بعد از چند روز ما ديديم اسرائيل فرار كرد.

    قضيه سوم، مساله سوريه بود. به خاطر سيستم امنيتي بسيار بسته كسي نمي داند داخل سوريه چه مي‌گذرد و ما نمي‌دانستيم كه بعد از مرگ حافظ اسد چه مي‌شود. لذا هميشه نگران بوديم كه يك مخالف سر كار بيايد. يك بار كه حافظ اسد مريض شد، خدمت آقا رسيديم و گفتيم برايش دعا كنيد، فرمودند دعا مي‌كنم. بعد از مدتي خوب شد. گذشت تا اين كه بار ديگر حافظ مريض شد. دوباره خدمت آقا رسيديم كه دعا كنيد، فرمودند: «البته من دعا مي كنم ولي ناراحت نباشيد. چون كسي كه بعد از او مي‌آيد براي شما خيلي بهتر خواهد بود.» وزارت خارجه و اطلاعات كه هيچ CIA هم نمي دانست چه مي‌شود. به هر حال حافظ فوت كرد و بشار آمد. و جداً وضع ما بعد از فوت حافظ اسد خيلي بهتر شد. به طوري كه اسرائيلي‌ها مي گويند، نمي‌دانيم كدام از يك از اينها از ديگري اطاعت مي‌كنند؟ صميميت ما با سوريه، اكنون به صورتي است كه هر زمان بخواهم با بشار ديدار و تبادل نظر مي كنم .

وقتي كه ما در جنوب لبنان پيروز شديم. خدمت آقا رسيديم و من با تأسف و نااميدي گفتم: « حضرت آقا هجده سال طول كشيد تا حزب‌الله جنوب لبنان را آزاد كرد، فلسطين چقدر طول خواهد كشيد؟!» آقا فرمودند: « حالا كه پرسيديد مي‌گويم كه اعتقاد دارم آزادي قدس كمتر از آن طول مي‌كشد.»

سيد حسن در پايان سخنان خود اظهار داشت: آقا در لبنان بسيار محبوب هستند. طوري كه در لبنان وقتي شنيده مي‌شود كسي در ايران به آقا انتقاد مي‌كند يا با ايشان مخالفت مي‌شود. با تعجب و ناراحتي مي‌گويند كه اينها آقا را و قدر او را نمي‌شناسند.   اين سرزمين يك روز هم تحت لواي ولايت اميرالمؤمنين عليه‌السلام نبوده و شيعه هرگز حاكميت نداشته تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي 1400 سال شيعه مستضعف و فقير بود. ما تا سي سال پيش يك مؤسسه يا مدرسه نداشتيم. اما شيعه امروز قوي‌ترين طايفة لبنان است. از لحاظ نظامي قويترين نيرو هستيم در لبنان و قابل مقايسه با اسرائيل شده‌ايم. حزب‌الله بزرگترين حزب سياسي لبنان است. يكي از ممتازترين راديوها و بهترين شبكه هاي عربي (المنار) براي حزب‌الله است. شيعه قويترين جريان را در لبنان دارد و الان ديگران از ما تقيه مي كنند. بر عكس گذشته كه ما تقيه مي كرديم.  
ما آينده را براي خود مي‌دانيم.

«اميدواريم اسرائيل يك روز حماقت كرده به جنوب لبنان حمله كند. زيرا آن‌چه ما آماده كرده‌ايم، به ذهن شارون هم خطور نمي‌كند.»

(و حقیقتا این گفته سید حسن در جنگ ۳۳ روزه به تحقق پیوست)

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 19:36  توسط علی فریمانه  | 

"هو الممتحن"

فصل اول کتاب نگاهی به مسائل امنیتی ایران

"بررسی برخی ویژگیهای دو رویکرد امنیتی در کشور / امیر حسین علینقی"

سوال: شاخصهای دو رویکرد امنیتی در کشور را برشمارید؟

رهیافتهای امنیت ملی ایران: ۱. رهیافت درون حاکمیت:

                                                                         ۱-۱. گفتمان اول

                                                                         ۲-۱. گفتمان دوم

                                       ۲. رهیافت بیرون حاکمیت

 

 

 

 ۱-۱. شاخصهای گفتمان اول

 

نگرش ارزشی – فرهنگی به امنیت ملی

امنیت سخت افزار

تاکید کمتر بر عوامل داخلی و اقتصادی

اولویت امنیت حکومت و نهادهای حکومتی بر امنیت مردم

تداوم روندهای گذشته در سیاست خارجی و تفسیر فراملی از امنیت

۲-۱. شاخصهای گفتمان دوم

تاکید بر درون گرایی دینی

رد نگرش سخت افزاری به امنیت ملی

تاکید بر ابعاد داخلی و اقتصادی امنیت ملی

امنیت حکومت / امنیت مردم

توضیح :

* رهیافت درون حاکمیت: نظراتی که جناحهای مختلف موجود در کشور که سهمی در قدرت سیاسی دارند، ارائه می کنند. (دارای دو گفتمان اصلی است) 

* رهیافت بیرون حاکمیت: نظرات اپوزیسیون اصلاح طلب و نظرات محققان دانشگاهی (دراین مقاله شاخص های آن بررسی نشده است)

* گفتمان اول: این گفتمان بر تداوم مبانی و اصول رفتاری گذشته جمهوری اسلامی ایران اصرار می ورزد و بر سنت ایدئولوژیک انقلاب اسلامی و مشخصه هایی که انقلاب در دهه اول بر آن استوار بود وفادار مانده است و بر اصول کلی آن به عنوان مبنای عمل در آینده تاکید می کند. (پنج شاخصه مهم دارد) 

* گفتمان دوم: با انتخاب خاتمی به ریاست جمهوری در سال 1376 این گفتمان مطرح شد و در  تضاد با گفتمان اول بود. (چهار شاخصه مهم دارد)

خلاصه و تنظیم: علی فریمانه

                                                                                          دی ماه 1387

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 19:7  توسط علی فریمانه  |